یاس

28 04 2008

درود دوستان

در مورد آهنگ های جدید یاس باید این نکاتو اضافه کنم که :

آهنگ «درد دل» بدون اجازه ی یاس پخش شده.

آهنگ «سخته» به درخواست نیما علامه دیگر خواننده ی آهنگ پخش شده چون امتیاز کار با نیما بوده.


کارها

Information

13 responses

29 04 2008
shu

salam aziz.
matlabe jalebi bod. ye blog sakhtam biya kolly halesho bebar. albate age ba shekanje hal mikoni. hatman behem sar bezan va nazar bede . kheyli khoshhal misham

29 04 2008
ٍاحسان

سلام دوست عزيز
در صورت تمايل به تبادل لينک، با من تماس بگيريد:

فروش بيت
http://www.hip-hop-beat.blogfa.com
iran.beat@gmail.com

30 04 2008
سجاد

خیلی خوشحال شدم که این وبلاگ رو پیدا کردم
منم مثل خودت از طرفدارهای یاسر هستم. کارشو قبول دارم و حمایتش می کنم. اینشالا یه روزی با هم بخونیم!

5 05 2008
کاوه گیــــــلانی (لابدان)

درود
خوبی ؟
اولین باره میام اینجا، دلیلش هم اینه که دیروز برای اولین با چند تا از کارهای یاسر رو گوش دادم، یکی دوتاش خیلی جالب بود، البته اسم ترانه یادم نیست ولی در مورد ایران بود، تجربه جالبی بود و به دلم نشست، ولی بقیه عشق و بگیر و ببند عامیانه بود، که به نظر من زیاد جالب نبود.
در کل امیدوارم که تو کارش موفق باشه و سعی نکنه که جاده خاکی بزنه !
بدرود

5 05 2008
milad

یاس همهی کارات قشنگه ولی گلچینشون دردو دل . زهره. به امید ایران.باید بتونیم.به دنیا خوش اومدی.هست خواهشا»بازم ازاین کارا بکن.

6 05 2008
bily

یاسین جون شرمنده ……..درسش کردم..اسم تورو زدم……مترجم…فدات منم عاشق یاسم …..تو آپ بعدی خودم دیس می کنم حسام استیپسو با علی قاف …غمت نباشه …….بازم معذرت عزیز دل برادر

6 05 2008
نگین بختیاری

سلام … یاس عزیز موفق باشی …

هامون زده دست ها را رعب شب

لوا گرفته به رنگ آزاد دوست

می دود در ملجاء ئی که نیست جز گلگون پوست

به او دشنه می زنند

زنهار نمی دهد به او فریاد

او که سیمین است قلبش…. او که در جست و جوی آبروست

به مغاک می افتد چهره اش

در آبی می بیند …… در آبی می بیند از کابوس

آن سان که زنده می شود روحش در پیچک و فانوس

دید در آب چهره اش و خواند

آن که جان داد برای دوست ….. آن اوست

آن که خوابید در رویای دوست …. آن آرزوست

آن که هامون شد در نجوای دوست

آن جوانیست …. آن دوستیست …. آن آرزوست .

با تشکر … نگین بختیاری …

6 05 2008
نگین بختیاری

نه گریه و نه صدای عندلیب

در دنیای فریب

آنکس که زندگی می شد برایش غریب

آن کس من بودم.

آن کس که فریاد می زد سنگ

آن کس که فریاد می زد ای رفیق

در دنیای بی رفیق

آن کس من بودم.

قصه ی من از درد سنگ بود

حکایتم از دمیدن نفس هنگامی که

به بوسه ی دار می رفت بود

شکایتم از سنگ نبود

شکایتم از بن بست جرثقیل و طناب نبود

غایتم در دستان خون آلود انسان بود

انسانی که به گفته ی خدا اشرف مخلوقات بود

او که می گفت خداوند را سرنوشت مرگ بود

آن کس من بودم

و آن که می گفت قضاوت چیست که من بمیرم یا بمانم

آن انسان … همان کس بود که خدا برایش یک رنگ بود.

و من و ما رفتیم چه گناهگار و چه بی گناه بر طناب بی دردسر

بر سنگ ناصبور … من و ما رفتیم

صداقت یکی بود یکی نبود … زیر گنبد کبود … تنها در یک نقطه کم

بود و آن خدا بود … خداوند در قلب آن انسان کم بود …

و من و ما رفتیم چه گناهگار و چه بی گناه بر طناب بی دردسر

بر سنگ ناصبور … من و ما رفتیم

گریست جرثقیل که زنده دلانی رفتند … هنگامی که کبوتر

بر شانه ی جوانی نشست جوان رفت و کبوتر بی شانه می گشت

دنبال لانه .. بی دانه … آن چه دید کبوتر یک پیمانه ی لبریز بر هوا

آن چه چرخ می زد در اکسیژنی بی صدا … آن وجود نشسته بر

صلیب در ابرها … پرواز چه آسان شد …آخرین جمله ی

زنده دلان بود … ای خدا … هنگامی که می خواندند لا اله الا الله

هنگامی که از پرواز او می دیدند خلق مرگ را …

و همدرد شد با او سنگ و گفت

نیم جانش بر خاک دست هایش در یک قفل بست

تمام کفن اندازه ی یک سایه ماه … او که می کشید هزاران آه

آن من … من سنگ بودم … من که کاش به روی زمین می خوردم

به دستان انسان سیاه پوش بی وجود

و سنگ گفت … من که چهره ی آن بانو ندیدم … اگر می دانست

روزی زیر دستان انسان با سنگ می میرد

از خدا خواسته بود که با دستان پدر و مادرش زنده به گور شده بود.

و او نمی توانست حرفی بزند … و او رفت و آن … و آن انسانها

… خندیدند … و من سنگ گریستم به حال جوانی که از رگبار

خون جان داد … او که رفت چه بی گناه و چه گناهکار او هم رفت

به راستی قضاوت چیست ….

خداوند کیست ؟

خداوند همان واجب الوجود است که سرنوشت مرگ انسان ها

و تولدشان را بر عهده دارد

این همه خدا … کس که می گوید بمیر … مگر جای خدا قضاوت

نکرده است.؟

پرسید جرثقیل از سنگ … و سنگ گفت آرام باش …

زندگی تنها یکبار نیست … خداوند بزرگ است …

او می داند تکلیف دست های ستمکار چیست.

8 06 2008
mahdieh

yas mikhone inaro?

22 06 2008
k@dem_z

bia2kzy.blogfa.com

23 08 2008
اریا

یاس تکه فقط شما نمیدونید که چه جوری میشه با یاسر تماس گرفت؟

28 10 2008
مرتضی

من هستم!

من هستم…
چه شعر خوبی
برای شروع یک کتاب!
من هستم
زیرا من هستم…
این آغاز هرکس و هر چیزی است
و من مطمئنم
شما که مرا می شنوید
شما نیز
هستید
یاس دوست دارم.

20 11 2008
jaja

عااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: